راززندگي

اس ام اس دپرس


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ اسفند ۱۳۹۶ساعت: ۰۲:۰۷:۳۸ توسط:jalalrahimazq موضوع:

راه های پیشگیری از تولد نوزاد نارس


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت: ۰۲:۵۲:۴۶ توسط:jalalrahimazq موضوع:

پخش زنده مقدماتی جام جهانی ، ایران – ازبکستان


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۴۹:۳۵ توسط:jalalrahimazq موضوع:

اس ام اس جدید


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۲:۴۷ توسط:jalalrahimazq موضوع:

اس ام اس تنهایی مهر 94


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۰۵:۰۹ توسط:jalalrahimazq موضوع:

راه های پیشگیری از تولد نوزاد نارس


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۴۹:۲۱ توسط:jalalrahimazq موضوع:

افراد بالغی که کمبود وزن دارند، بخوانند

سلامت نیوز: زیر وزن طبیعی بودن، می تواند به سلامت شما ضربه بزند. حتی مقداری کمبود وزن داشتن هم می تواند باعث ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن، ضعیف شدن استخوان ها و کمبود انرژی شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت دکتر کرمانی، اگر نگرانید که کمبود وزن دارید یا خیر، باید BMI بدن خود را اندازه بگیرید. اگر BMI بدن پایین تر از حد سلامت بود، به این معناست که کمبود وزن دارید. در این صورت باید از یک متخصص یا مشاور کمک بگیرید. ممکن است کمبود وزنتان دلیل پزشکی، مانندپر کاری تیروئید یا کم خونی داشته باشد .


یا ممکن است تنها به این دلیل که غذاهای مورد استفاده در طول روز، انرژی مورد نیاز بدن را تامین نمی کند دچار کمبود وزن شده اید. کمبود وزن می تواند دلایل متعددی داشته باشد. استرس یا دیگر مشکلات عاطفی گاهی می تواند در الگوی غذا خوردن تاثیر بگذارد که تشخیص آن سخت است. اگر دلیل اصلی کمبود وزنی که دارید، برنامه غذایی است، تغییر برنامه روزانه خود به یک برنامه غذایی سالم و متعادل می تواند وزن از دست رفته را بازگرداند و کمک کند به وزن سلامت برسید.


آزمینا گوینجی متخصص تغذیه برای کسانی که کمبود وزن دارند، راهنمایی تهیه کرده است که در ادامه، آن را می خوانید.

چرا کمبود وزن دارید؟

اگر مشخص شد که کمبود وزن دارید، به این فکر کنید که دلیلش چیست:

چرا ضعیف شده اید؟
آیا سالم غذا می خورید، یا صبحانه، ناهار و یا میان وعده ها را نادیده می گیرید؟
ممکن است که اشتهای خود را به دلیل استرس یا نگرانی از دست داده باشید؟
آیا تلاش کرده اید که وزن کم کنید؟ خیلی روی لاغر بودن و رسیدن به اندامی مشخص تمرکز کرده اید؟
غذا نمی خورید چون به شما احساس کنترل و قدرت می دهد؟

چرا کمبود وزن بد است؟

کمبود وزن، به این دلایل برای حال و آینده فرد ضرر دارد:

اگر زیر وزن طبیعی باشید، بیشتر در خطر کمبود مواد مغذی برای رشد و عملکرد درست بدن هستید. برای مثال کلسیم برای ساختن استخوانی سالم و قوی بسیار مهم است. کمبود وزن می تواند در آینده فرد را دچار پوکی استخوان کند.
اگر به اندازه کافی آهن جذب نکنید، ممکن است دچار کم خونی ( کمبود سلول های قرمز ) شوید، که باعث احساس خالی بودن و خستگی می شود.
وقتی زیر وزن طبیعی هستید، سیستم ایمنی بدنتان 100% نیست. کمبود وزن باعث می شود خیلی سریع دچار سرما خوردگی، آنفولانزا و دیگر عفونت ها شوید.
کمبود وزن در زنان، می تواند باعث قطع شدن و یا نامنظمی عادت ماهیانه شود. همچنین باردار شدن را دچار مشکل می کند.

درباره وضعیت وزن خود با کسی صحبت کنید

ممکن است مشکلات عاطفی مانع پیش گرفتن شیوه ی سالم غذا خوردن در فرد شده باشد. اگر زمانی که به غذا فکر می کنید احساس اضطراب و نگرانی می کنید و یا اگر فکر میکنید با استفاده از غذا می توانید بر اوضاع و اعتماد به نفس خود کنترل ایجاد کنید، ممکن است دچار اختلال تغذیه شده باشید. اگر حس می کنید دچار چنین اختلالاتی شده اید باید کمک بگیرید.
یک برنامه سالم برای داشتن وزنی سالم

اگر کمبود وزن دارید، باید خود را برای اضافه کردن وزن آماده کنید تا زمانی که وزنتان با قد و سنتان متناسب شود. اینکه از راه درست وزن اضافه کنید بسیار مهم است، نه با خوردن شکلات، کیک، نوشیدنی های گازدار و دیگر غذاهای بی ارزش که سرشار از چربی های اشباع و قند اضافی باشند. این غذاها فقط چربی بدنتان را بیشتر می کنند، نه توده ی بدنتان را. به جای چنین غذاهایی، هر روز سه وعده اصلی و سه میان وعده برای خود قرار دهید که بر اساس غذاهای سالم چیده شده باشد، یعنی:

غذاهایی بر پایه ی کربوهیدرات نشاسته ای درست کنید، مانند ماکارونی سبوس دار، برنج قهوه ای، سیب زمینی و یا عدس به عنوان پایه ی غذا.
روزانه 5 وعده میوه و سبزیجات میل کنید.
گوشت بدون چربی، ماهی، لوبیا و حبوبات مصرف کنید.
روزانه سه وعده کلسیم دریافت کنید. یک وعده کلسیم ( 190 میلی لیتر ) شیر، ماست و یا به اندازه یک قوطی کبریت پنیر است.
از چربی های اشباع شده که در گوشت های فرآوری شده، کیک و بیسکوییت وجود دارد بپرهیزید.
از غذاها و نوشیدنی های مملو از قند اضافی مانند شکلات، کیک، بیسکوییت و نوشیدنی های قندی بپرهیزید.

غذاهای سالمی که کالری بالایی دارند

اگر می خواهید وزن اضافه کنید تنها خوردن غذای سالم کافی نیست، غذا باید در کنار سالم بودن کالری نیز داشته باشد. این موارد را امتحان کنید:

برای صبحانه، فرنی با قطعات میوه یا کشمش، و یا تخم مرغ با نان تست
اسموتی میوه و یا انواع شیک برای میان وعده بسیار عالی است ( درخانه آماده کنید و با خود سرکار یا جایی که درس میخوانید ببرید ).
برای داشتن ناهاری سالم، سیب زمینی با لوبیا و یا تن ماهی، که دارای کالری و پروتئین سالم است.
کره بادام زمینی روی یک تکه نان تست به عنوان میان وعده
ماست و پودینگ شیری، مانند پودینگ برنج
آجیل ها که سرشار از چربی های غیر اشباع هستند ( از انواع بدون نمک استفاده کنید ).

افراد مسنی که زیر وزن طبیعی هستند

کم غذا خوردن و کاهش وزن غیر ارادی، در افراد مسن شایع است. آمارها نشان می دهد تعداد افراد مسن که از کمبود وزن رنج می برند نسبت به آن دسته که اضافه وزن دارند، بیشتر است. به همین دلیل باید در این دوره از زندگی، توجه ویژه ای به تغذیه شود.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۲۷:۵۰ توسط:jalalrahimazq موضوع:

گفت‌وگو با دستفروشی که از ناچاری اقدام به خودسوزی کرد

سلامت نیوز:ر اینکه وضعیت اقتصادی در حالت نابسامانی است کسی شک ندارد اما خوب است برای مقدمه نگاهی گذرا به وضعیت بیکاری کشور بیندازیم. در طول چهار سال گذشته بیکاری با روندی صعودی رو به افزایش است به‌گونه‌ای که با بیش از سه میلیون و 300 هزار نفر در سال 95 رکورد بیکاری در تاریخ بعد از انقلاب شکسته شد.

به گزارش سلامت نیوز، فرهیختگان نوشت: البته باید توجه کنیم که این رکورد با کسر سربازان، دانش‌آموزان، دانشجویان، اقشار با شغل پاره‌وقت تا دو ساعت در هفته و اقشار مختلف دیگر است که اگر این آمار جمعیت فعال بر آن بیکاران افزوده شود، آمار کشور وضعیت به‌شدت بحرانی‌تری پیدا می‌کند. افزون بر رشد بیکاری در سال‌های گذشته می‌توان به دو مساله دیگر نیز اشاره کرد که حال بد اقتصاد را بیشتر به رخ می‌کشد؛ مساله اول افزایش شکاف طبقاتی طی سالیان گذشته است و دیگری بحران ورشکستی بانک‌ها و موسسات مالی که امروز به خبر شماره یک فضای رسانه‌ای غیررسمی بدل شده است. در کنار همه اینها باید به مساله «تبعیض» نیز اشاره کرد که نمونه‌های بارزی چون «فیش‌های نجومی» و «عدم چرخش نخبگان» باعث ریشه‌دار شدن آن در جامعه شده است.

در این وضعیت اقتصادی «اعتراض» امری بدیهی به نظر می‌رسد اما آن نیز خود گونه‌های مختلف دارد که از هر کدام می‌توان برداشتی متفاوت داشت. جامعه‌شناسان معتقدند هر اندازه اعتراض جمعی و عمومی‌تر باشد نمودی است از آنکه جامعه پویاتر و زنده‌تر است و امید به اصلاح روندهای غلط در جامعه بیشتر دیده می‌شود و در مقابل هر اندازه اعتراض به لایه‌های زیرین جامعه رود و به صورت ناهنجاری‌های مختلف ظهور و بروز کند خطر «مرگ اجتماعی» آن بیش از پیش خواهد بود و اتفاقا این گونه اعتراضات تاثیرات منفی اجتماعی بالایی هم به‌همراه خواهد داشت.

«خودکشی» یکی از انواع «اعتراضات خاموش» است که در سال‌های گذشته روند افزایشی داشته است. سال 90، 3512 نفر، سال 91، 3640 نفر، سال 92، 4055 نفر، سال 93، 4095 نفر، سال 94، 4029 نفر و سال 95، 4405 نفر بوده است که نسبتا رشد قابل توجهی را نشان می‌دهد و این امر باید مدنظر قرار گیرد که آمار اقدام به خودکشی چیزی حدود 20 برابر اعداد یاد شده است. سوژه گفت‌وگوی ما یکی از آنهایی است که خودکشی کرده اما زنده مانده است. «امیر احمدی» فارغ‌التحصیل حسابداری و اهل کرمانشاه است. او به دلیل بیکاری به تهران مهاجرت کرد اما در اینجا نیز درنهایت به «دستفروشی» مشغول شد و به دلیل مشکلاتی که برایش به وجود آمد در اعتراض به وضعیتش اقدام به خودسوزی کرد. جزئیات آنچه بر او گذشته را در ادامه می‌خوانیم.

ممنون از اینکه دعوت ما را پذیرفتی؛ می‌توانی یک مقدار از خودت و اوضاع زندگی‌ات برای ما بگویی؟

امیر احمدی هستم متولد کرمانشاه. در خانواده‌ای زندگی می‌کنم که سطح مالی پایینی داریم. فارغ‌التحصیل رشته حسابداری‌ام. در شهرستان خودمان در کرمانشاه درس خواندم اما آنجا برای من کاری نبود. به علت مشکلات مالی زیادی که داشتیم مجبور شدم برای پیدا کردن کار و گذران زندگی خود و خانواده‌ام، به تهران بیایم. در ابتدای ورودم در جاهای مختلفی ازجمله رستوران کار کردم ولی حقوقی که می‌گرفتم، کفاف زندگی‌ام را نمی‌داد چه رسد به آنکه کمک‌خرج خانواده‌ام باشد. من زن هم دارم و باید بیشتر درآمد می‌داشتم. در رستوران رسما از کارگران بیگاری می‌کشیدند و از حداقل حقوق کارگری هم کمتر می‌گرفتیم.

با راهنمایی یکی از دوستان به شغل دستفروشی روی آوردم. چند سالی به این شغل مشغول بودم. وضعیتم مناسب نبود اما مجبور بودم. طی این چند سال بارها ماموران شهرداری به من تذکر داده بودند و گاه اقدام به جمع کردن بساط دستفروشی‌ام می‌کردند ولی از سر ناچاری، باز به کارم ادامه می‌دادم.

اگر مخیر بودی بین آنکه حسابدار یک جایی شوی یا یک کار دیگر یا دستفروشی باز دستفروشی می‌کردی؟ یعنی درآمد این دستفروشی برایت بهتر بود؟

مسلما نه؛ من اگر حق انتخاب داشتم که قطعا دست به این کار نمی‌زدم. من مدرک دانشگاهی دارم و از نبود کار و بدبختی دست به این کار زدم. آن قدری هم درآمد نداشتم. من روسری می‌فروختم. از هر روسری دو یا سه هزار تومان درمی‌آمد و نهایتا در روز 10تا روسری فروش می‌رفت. یعنی روزی ۳0،۲0هزار تومان دشت ما بود. تازه این در شرایطی بود که بساط‌مان را جمع نکنند که اگر این کار را می‌کردند حقوق یک ماه‌مان را دوباره باید می‌دادیم جنس بخریم.

پاتوقت کجا بود؟

من با چند تا از همشهری‌هایم یک خانه اجاره کرده بودیم در میدان راه‌آهن؛ خانه که چه عرض کنم یک جایی که فقط بتوانیم شبی 6 ،هفت ساعت بغل به بغل هم استراحت کنیم. روزها با هم در خیابان جمهوری نرسیده به خیابان ولیعصر جلوی پاساژ شانزه‌لیزه بساط می‌کردیم.

داستان این حادثه و این بلایی که بر سر خودت آوردی چه بود؟

سال 94 نزدیک عید بود و تقریبا در تمامی خیابان‌ها بساط دستفروشان پهن بود. انصافا ماموران شهرداری هم به تذکر قناعت می‌کردند و فقط مراقب بودند بساط دستفروشان مزاحمتی برای رفت‌و‌آمد عابران و مغازه‌دارها به وجود نیاورد. گاهی هم البته بساط‌مان را جمع می‌کردند. در آن منطقه‌ای که ما بساط می‌کردیم-روبه‌روی پاساژ شانزه‌لیزه خیابان جمهوری- بیشتر گیر می‌دادند. خصوصا آنکه صاحبان پاساژ خیلی اعتراض می‌کردند و حالا شاید با ماموران ساخت و پاخت هم می‌کردند.

ما جزء طبقه محروم هستیم اما کرامت انسانی داریم. ولی در آن موقعیت‌ها صاحبان پاساژها اصلا با ما رابطه درستی نداشتند، با اینکه مثلا من روسری‌فروشی بودم که روزی 20، 30 هزار تومان از این روسری‌فروشی عایدم می‌شد و هیچ کاری و هیچ شباهتی به اجناس میلیونی داخل پاساژ شانزه‌لیزه نداشتم اما آنها با ما رفتاری ناشایست داشتند و به هر طریقی با روح و روان ما بازی می‌کردند. تا اینکه ششم اسفند 94 بود که یک چهار لیتری بنزین آماده کردم. تصمیم داشتم زمانی که آنها برای آزار و توهین من اقدام می‌کنند، بنزین را روی خود یا اجناسم بریزم و تهدید کنم اگر دست از توهین به من برندارند، خودم و وسایلم را بسوزانم. گمان می‌کردم کار درستی انجام می‌دهم و او دست از سر من برمی‌دارد. من نمی‌خواستم کاری بکنم اما فکر می‌کردم با این تهدید دست از سر ما بردارند.

آن مامور با علم به اینکه من بنزین دارم، شروع به تحریک و تحقیر من کرد و هر چه گفتم خودم را می‌سوزانم، تهدید کرد که اگر نسوزانی، مرد نیستی. واقعا قصد خودسوزی نداشتم ولی در اثر فشارهای روحی که روی من بود فندک را روشن کردم و شدم این چیزی که می‌بینی!

یادم می‌آید دور خودم می‌چرخیدم و می‌سوختم. یکی از مغازه‌داران که کپسول آتش‌نشانی داشت مرا خاموش کرد. از آنجا مرا به بیمارستان شهید مطهری رساندند. فکر می‌کنم حدود یک ماه در کما بودم. نزدیک به 37-36 درصد دچار سوختگی شدم (سوختگی درجه 3). تمام هزینه بیمارستان هم به گردن خودم افتاد.

در آن چند روز که در کما بودی یا بعد از آن کسی به سراغت آمد از احوالت جویا شود؟

از اهالی پاساژ که نه! آنها فکر می‌کردند من مرده‌ام. از مسئولان و مثلا شهرداری هم کسی نیامد. بدبختی‌ام آن بود که من یک روز قبل از انتخابات مجلس این کار را کردم و شائبه سیاسی‌کاری باعث شد خیلی‌ها برخورد سیاسی‏امنیتی با من بکنند و رسانه‌ها به این خاطر سراغ من نیایند. حتی یک روز یک خبرنگار مخفیانه آمد بیمارستان و گفت من می‌خواهم از جزئیات اتفاقی که برایت افتاده گزارش تهیه کنم و او هم رفت و خبری از او نشد. من هم کمی محتاط بودم. خانواده من مذهبی و انقلابی هستند، پدرم رزمنده بوده و عمویم اسیر بوده است؛ خودم هم بسیجی بودم و دوست نداشتم ابزاری برای سوءاستفاده دشمن علیه ایران شوم.

با چه تحلیلی دست به این اقدام زدی؟

فکر می‌کردم دارم اعتراض می‌کنم. گفتم این هم یک‌جور اعتراض است، بیشتر هم شنیده می‌شود. توجه به ما هم بیشتر می‌شود. من از نداری خودم و فاصله‌ام با آن مسئولی که به او رأی دادم ناراحتم. گاهی شب‌ها نان خالی هم نداشتم –حالا هم ندارم- اما آن نماینده مجلس ناراحت است که چرا حقوق چند میلیونی‌اش کم است! آن دولتمرد حقوق نجومی دارد. من از این تبعیض‌ها متنفر بودم، گفتم یک اعتراض می‌کنم و همه مردم همراهی‌ام می‌کنند اما تهش هیچی نشد.

خب بعدش چه شد؟

این اتفاق مشکلاتم را کمتر که نکرد، بیشتر هم کرد. آن مامور به کار خود برگشت و شکایتم از او به هیچ جا نرسید. در آخر من ماندم و بدنی سوخته و از کار افتاده. دو سال تمام نتوانستم هیچ کاری انجام دهم. سوختگی دست و صورت و بدنم مرا کاملا درمانده کرده بود. یکی از مشکلاتم این بود که نمی‌توانستم در انظار عمومی حاضر شوم. خیلی‌ها از دیدنم می‌ترسند و فرار می‌کنند. الان هم همیشه سعی می‌کنم کلاه به سر داشته باشم و سرم پایین باشد که کسی چهره‌ام را نبیند. این را هم بگویم که چند وقتی است تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته‌ام و حقوق ناچیزی می‌گیرم که باز هم گذران زندگی‌ام نمی‌شود، حالا هزینه‌های درمانم که هیچ!

می‌گویند اینها که این کار را می‌کنند هزینه‌های مادی و معنوی که ایجاد می‌کنند خیلی بیشتر است.

بله، الان خیلی مشکلات دارم. شاید اگر به 6 اسفند 94 برگردیم دیگر چنین اعتراضی نمی‌کردم یا کاشکی مرده بودم چون این همه هزینه به خودم، خانواده‌ام و اطرافیانم تحمیل نمی‌شد.

وضعیت فعلی‌تان چطور است؟

در حال حاضر من با سه مشکل مواجهم؛ خانواده‌ام دچار بحرانند، مادرم بیمار شده و همسرم به‌خاطر رسیدگی‌هایی که به من کرده پیر شده. هزینه‌های بالای درمانم وجود دارد و من توان پرداخت آنها را ندارم و همچنان هم بیکارم.

نهادهای حمایتی تا الان سراغ شما نیامده‌اند؟

کمیته امداد بعد از چندین ماه از حادثه من را تحت پوشش قرار داده است اما صرفا کمک خرج زندگی‌ام را می‌دهد که آن هم بسیار کم است اما در مورد هزینه‌های درمانم نه؛ هنوز هیچ‌جا کمک جدی به من نکرده است!


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۲:۵۳:۲۴ توسط:jalalrahimazq موضوع:

لزوم گسترش آموزش مدیریت پرستاری در بحران

سلامت نیوز:رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، گفت : با گسترش آموزش مدیریت پرستاری بحران ، جامعه از تجربه و هنر پرستاران در شرایط خاص بیشتر بهره مند می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در مراسم افتتاحیه کارگاه کشوری " مدیریت پرستاری بحران " که در این دانشگاه برگزار شده است، گفت: با گسترش آموزش مدیریت پرستاری بحران، جامعه از تجربه و هنر پرستاران در شرایط خاص بیشتر بهره مند می شود.
محمد کمالی افزود: برگزاری کارگاه کشوری " مدیریت پرستاری بحران " نشان می دهد که نگاه سنتی به حرفه پرستاری که فقط نقش آنان در بیمارستان ها و مراکز درمانی دیده می شد، تغییر کرده و در طول سال های اخیر، این تفکر متحول شده و گستره پرستاری به بخش های آموزشی، بحران، مراقبت در منزل و ... کشیده شده و دامنه آن در حال گسترش است.
وی اظهارداشت : بعد از زلزله رودبار، این تفکر در سازمان بهزیستی کشور شکل گرفت که سه مرحله (خدمات قبل از بحران، در حین بحران و بعد از بحران) باید در حوزه توانبخشی در نظر گرفته شود و هم اکنون، این تفکر عینا در حوزه پرستاری در حال شکل گیری است که تیم تخصصی از پرستاران تشکیل شود تا در زمان بحران، سلامت مصدمان را مدیریت کند.
رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در عین حال تاکید کرد: تشکیل این تیم تخصصی، سعه صدر دولت، مسئولان، مردم و کادر پرستاری را می طلبد تا بتوانند از این تیم در مواقع لزوم و در زمان مناسب بهره ببرند و این افراد، اولین کسانی باشند که در شرایط بحرانی، به صحنه بیایند و به مسئولیت خود عمل کنند.
کمالی خطاب به شرکت کنندگان افزود: امیدوارم طی سه روز برگزاری کارگاه آموزشی " مدیریت پرستاری بحران " بتوانید ضمن مباحثه، یادگیری داشته باشید و با انتقال آموزش ها به همکاران خودتان در سراسر کشور، مدل مطرح شده در این کارگاه را به مدل تکامل یافته تری تبدیل کنید.
وی در بخش دیگری از سخنانش، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و رشته پرستاری در این دانشگاه را معرفی کرد و گفت: این دانشگاه که به ظاهر دانشگاه کوچکی است اما کارهای بزرگی تاکنون انجام داده است، از سال ۱۳۷۱ تاسیس شده و با توجه به ایده تاسیس این دانشگاه که برپایه کمک به سازمان بهزیستی و فعالیت های توانبخشی استوار بود، یکی از اولین رشته های ایجاد شده در این دانشگاه، " پرستاری توانبخشی " بود که بمرور تخصصی تر شده و هم اکنون در سه حیطه (پرستاری توانبخشی، پرستاری روان و پرستاری جامعه) در آموزش و تربیت دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری نقش دارد و جایگاه خوبی را در میان دانشگاه های علوم پزشکی کشور کسب کرده است.
وی افزود: هم اکنون، ۲۲ گروه آموزشی و هشت مرکز تحقیقات در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی فعالیت می کنند که از جمله آنها گروه آموزشی و مرکز تحقیقات ژنتیک است که جزو اولین و معتبرترین مراکز تحقیقاتی کشور محسوب می شود و توانسته در حوزه معلولیت ها و شناسایی ژن هایی که در این زمینه نقش دارند، فعالیت کند.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۷:۱۳ توسط:jalalrahimazq موضوع:

جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری ۹۶ و ۲۰۱۷

جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری ۹۶ و ۲۰۱۷

photo 2017 03 21 10 49 16 جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017

نگاهت هرقدر هم ڪہ دور باشد

آرامم میڪند…

وآواے آمدنت را در گوشم زمزمہ….

چقدر رسیدنت را دوست دارم…

آغوشم در ازدحام سرماے تنهایے.

جملات عاشقانه زیبا

همیشه با من بمان

هیچکس

عاشقانه تر از من،

نمی‌تواندتو

را بسراید

تو در تمام لحظه‌هایم

تکرار می‌شوی

اما؛هیچگاه

تکراری نمی‌شوی

جملات عاشقانه زیبا

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن

به جای دلخوری از تنگ بیرون را تماشا کن

دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار

همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن

چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها باهم

نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن

من از مرگی سخن گفتم که پیش از مرگ می‌آید

به «آه عشق» کاری برتر از اعجاز عیسا کن

خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ

به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن

جملات عاشقانه زیبا

بیزارم از آن عشق

ڪہ عادت شده باشد

یا آن ڪہ گدایے

محبت شده باشد …

دلگیرم از آن دل

ڪہ در آن حس” تملڪ “

تبدیل بہ غوغاے

 ” حسادت ” شده باشد …

جملات عاشقانه زیبا

این تب زده را هیچکسی یار نبود

پشت من بخدا ذره ای دیوار نبود

هرکسی آمد و نیشتری بر من زد

چه کنم جاده از کودکی هموار نبود

جملات عاشقانه زیبا

نگاهت را به من بسپار

که چشمانم برای توست

قدم آهسته تر بردار که

قلبم زیر پای توست

جملات عاشقانه زیبا

“دوقدم مانده

به خندیدن برگ

یک نفس مانده به

ذوق گل سرخ

چشم درچشم بهاری

 دیگر ….

تحفه ای یافت

نکردم که کنم هدیه تان

یک سبدعشق ومحبت

دارم

جملات عاشقانه زیبا

ڪــــار مـــون شـــــده

دوســـــت داشـــــتــــن

ڪــــــســــــایــــی

ڪـــــه آخـــــر مــــال مــــا

 نـــمــــیـشــن

جملات عاشقانه زیبا

اگه کسی رو دوست داری،

فقط بهش بگو

 اندازه تمام بی وفایی های دنیا

دوست دارم…

چون

تنها بی وفایی های دنیا هستند

که تمومی ندارند

جملات عاشقانه زیبا

جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست

سوگند خورَم من  ، که بجای تو کَسم نیست

امروز منم عاشق بی مونس و بی‌یار

فریاد همی خواهم و فریاد رسَم نیست

در عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش

خواهم که کنم صبر ولی دست رسَم نیست

خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم

از تنگ دلی جانا  ، جای نفسم نیست..

جملات عاشقانه زیبا

صفرعاشقی باتو همیشه

 ساعته عشقه

در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ

آنقــَــَدر آرام مۓ شوم

کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم

بـایـ ـد نفس بکشم

جملات عاشقانه زیبا

جمعہ

نہ تلخےتکرار است

نہ حسرت دیدار

جمعہ

لباسہاےچرک هفتہ را مےشوید

و پہن مےکند روےدیوار انتظار

جمعہ

تنہاترین روز هفتہ است

نہ زوج مےشود!

نہ فرد مےآید!

جملات عاشقانه زیبا

جمعہ دارد بہ نڪَاهم,

 نفسم می‌خندد

انتظار تو مرا

سُخره‌ےایّامم ڪرد

جمعہ آمد

 خبرے باز نیامد امّا

بوے عطرت بہ مشامم زد

 و آرامم ڪرد

با دوستانتون به اشتراک بذاریدfacebook جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017email جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017twitter جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017linkedin جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017google جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017

برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۰۸:۲۱ توسط:jalalrahimazq موضوع: